زنان

آخرین اخبار گزارشها وتحلیلها درباره زنان وخانواده

تلاش براي پريدن از قفس

 

 مريم خلجي:با چهره‌اي كاملا كودكانه، ‌چشماني جست‌وجوگر و گيسواني به‌هم‌ريخته روي تخت نشسته است، با نگاهي شاد لبخند مي‌زند؛ هرچند در پس اين نگاه خندانش غمي نهفته است شايد به كودكي‌اش كه بدون شادي بچگانه گذشته است، مي‌انديشد. مي‌گويد: «هرچه از شيشه و ترياك به ياد دارم ارمغان دوستان دوران تحصيلم است.»

محوطه‌اي نه‌چندان بزرگ در پارك چيتگر با اتاق‌هايي از نوع كانكس‌ و‌ ديوارهايي بلند؛ تصويري از زندان نخستين برداشت از اين محل است، البته افراد با اختيار خود به اين مكان آمده‌اند تا آنچه را تاكنون لذت زندگي كردن را از آنها گرفته، ترك كنند؛‌ اينجا كمپ ترك اعتياد زنان در تهران است.
‌ ساعت حدود 11 صبح است، در فضاي باز اين كمپ در گوشه‌اي از حياط، تعدادي از زنان مشغول صحبت با هم هستند، ‌در گوشه‌اي ديگر چند زن در حال پوست كندن سيب‌‌زميني براي تهيه ناهار هستند.

فقط براي دخترم
به سراغ يكي از زنان رفتيم‌ و از دليل آمدنش به اين مكان پرسيديم؛‌ او كه از ديدن ما هم متعجب و هم نگران شده بود با كمي وسواس درباره اعتيادش‌ مي‌گويد: شوهرم به من مي‌گفت تو معتادي و نمي‌تواني زندگي كني و من از اين حرف‌ها رنج مي‌كشيدم، به همين دليل به او پيشنهاد دادم كه همراه من مواد مصرف كند و او هم كه خيلي مشتاق بود با من همراه شد و بعد از آن، ‌با هم كراك كشيديم؛‌ شوهرم بعد از يك سال شروع به ترك اعتياد كرد ولي من همچنان ادامه دادم تا اينكه خانواده شوهرم اجازه ندادند با هم زندگي كنيم و ما از هم جدا شديم.
وي درباره چگونگي گرايش به مواد مخدر اضافه مي‌كند: ‌ابتدا از طريق يكي از دوستانم به مواد روي آوردم، براي تهيه مواد هيچ مشكلي نداشتم فقط مشكل پول بود كه آن هم بالاخره جور مي‌شد.
اين زن كه30 سال بيشتر ندارد ولي به دليل استفاده از انواع مختلف مواد مخدر چهره‌اش شكسته‌تر به نظر مي‌رسد، ادامه مي‌دهد: بعد از مدتي كه متوجه شدم شوهرم مواد مخدر را ترك كرده است به فكر ترك افتادم و به كمپ بانوان موسسه تولد دوباره مراجعه كردم، دخترم نيلا كه الان هفت سال دارد تنها انگيزه‌ام براي ترك اعتيادم است و خدا را شكر مي‌كنم كه توانستم اعتيادم را ترك كنم.

اراده‌اي ضعيف و مواد ارزان
ثمره، دختر 19 ساله‌اي كه براي ترك به مركز ترك اعتياد بانوان آمده است درباره اعتياد خود مي‌گويد: استفاده از مواد مخدر را با سيگار از 16سالگي شروع كردم، بعد به شيشه روي آوردم؛ مصرف شيشه من به قدري زياد شده بود كه به‌خاطر استفاده از مواد درس و مدرسه را كنار گذاشتم؛‌ حدود سه سال پيش با كمك مادرم شيشه را ترك كردم.
وي درباره تهيه مواد بيان مي‌كند: ‌تهيه مواد برايم بسيار راحت بود، براي تهيه هر نوع ماده مخدري فقط كافي بود ‌به يكي از پارك‌هايي كه دوستانم گفته بودند بروم و در آنجا از طريق موادفروش‌ها به راحتي مواد مي‌خريدم.
ثمره ادامه مي‌دهد: از طريق يكي از دوستانم با ترياك آشنا شدم و دو ماه هم ترياك كشيدم كه درنهايت باز با حمايت و كمك مادرم، ‌اقدام به ترك آن كردم، الان حدود سه هفته است كه در اين كمپ هستم و خيلي خوشحالم كه از مواد دورم.
وي اظهار مي‌دارد: بعد از اينكه از كمپ مرخص شدم برنامه‌هاي زيادي دارم؛‌ كارت مربي شنا دارم و مي‌خواهم اين رشته ورزشي را ادامه دهم، البته از معماري هم خوشم مي‌آيد و با توجه به اينكه ديپلم معماري دارم دوست دارم در دانشگاه رشته معماري را بخوانم.
ترك اعتياد را مي‌توان نخستين قدم افراد معتاد براي دوري از مواد مخدر بيان كرد چراكه اين افراد براي ادامه راه مسيري طولاني را بايد سپري كنند.

نحوه پذيرش در كمپ بانوان
‌فاطمه محب‌علي دبير كمپ بانوان تولد دوباره، درخصوص نحوه پذيرش زنان معتاد به اين مؤسسه مي‌گويد: افراد معتادي كه به اين كمپ براي ترك مراجعه مي‌كنند تحت يك سري گزينش‌ها قرار مي‌گيرند كه درنهايت هر فردي كه نمره بيشتري كسب كرد، ثبت‌نام مي‌شود.
وي ادامه مي‌دهد: مهم‌ترين نكته براي پذيرش زنان معتاد تمايل شخصي فرد معتاد براي ترك است درواقع ما افرادي را به اجبار خانواده يا همسر به اين كمپ مراجعه كرده باشند را پذيرش نمي‌كنيم، ‌البته افرادي كه وضعيت مالي مناسبي ندارند همچنين از حمايت‌هاي خانواده و اجتماع محروم هستند در اولويت پذيرش قرار دارند كه از اين زنان پولي بابت هزينه و اقامت در كمپ دريافت نمي‌شود، هزينه پذيرش براي عموم افراد براي 28 روز اقامت در كمپ ترك اعتياد، شامل 60 هزار تومان بابت سرويس‌هاي كمپ و 20 هزار تومان بابت ويزيت‌هاي پزشكي است. محب‌علي اضافه مي‌كند: بعد از اينكه فرد معتاد مراحل پذيرش را سپري كرد، يك‌سري معاينات توسط تيم پزشكي به همراه تست بارداري از اين افراد گرفته مي‌شود البته از زنان پرخطر نيز آزمايش ايدز گرفته مي‌شود؛ بعد از اين مراحل، بازرسي بدني از معتادان صورت مي‌گيرد كه در اين مرحله تمامي وسايل و لباس‌هاي آنها گرفته مي‌شود و بعد از گشت كامل از فرد معتاد، ‌وي به اتاق سم‌زدايي مي‌رود؛ افراد معتاد به مدت يك هفته در اتاق سم‌زدايي مي‌مانند.
وي تصريح مِي‌كند: ما در اين كمپ از آب و خوابيدن براي سم‌زدايي استفاده مي‌كنيم، در اتاق سم‌زدايي به افراد معتاد شربت يا قرص داده نمي‌شود و افراد معتاد با استراحت و ورزش، سم را از بدن خود خارج مي‌كنند البته هنگامي كه افراد معتاد در اتاق سم‌زدايي قرار دارند براي آنها كلاس‌هاي خودشناسي همچنين آشنايي با موادمخدر برگزار مي‌شود.
دبير كمپ بانوان تولد دوباره اظهار مي‌دارد: گروه سني‌اي كه افراد معتاد در اين كمپ پذيرش مي‌شوند، 18 تا 55 سال است ولي در حال حاضر بيشترين سني كه در كمپ هستند، بين 20 تا 38 سال است؛‌ مدت اقامت هر فرد معتاد در كمپ بانوان 28 روز است كه در هفته اول در اتاق سم‌‌زايي و در هفته دوم، سوم و چهارم وارد فضاي بيروني كمپ مي‌شوند و از آموزش‌ها و كلاس‌هاي عمومي استفاده مي‌كنند.
وي به برخي از مشكلات زنان معتاد هنگام ورود به كمپ اشاره كرده و اضافه مي‌كند: بسياري از افراد معتاد هنگامي كه در محيط ترك قرار مي‌گيرند، ناآرامي‌ و بي‌قراري مي‌‌كنند و به دنبال راه فرار براي استفاده مجدد مواد مخدر هستند؛ به همين دليل در روزهاي اوليه ترك، بسياري از افراد معتاد با شيشه، تيغ يا وسايل اينچنينی، اقدام به خودزني مي‌‌كنند البته بعضي از افراد هم ديگران را مورد حمله و خشونت قرار مي‌دهند.
محب‌علي درخصوص ديدار زنان معتاد با خانواده‌هايشان به خبرگزاري فارس مي‌گويد: افراد معتاد هفته‌اي يك بار به مدت دو ساعت با خانواده‌هاي خود ديدار مي‌كنند كه در اين ديدارها برخي از خانواده‌ها به معتاد در حال ترك از سر دلسوزي مواد مي‌دهند ‌و ما براي اينكه اين مواد وارد خوابگاه نشود ابتدا از معتاد درخواست مي‌كنيم كه اگر مواد مخدر دريافت كرده است تحويل بخش حراست دهد و اگر معتادي از اين قانون سرپيچي كرد و در بازرسي بدني كه هنگام ورود به خوابگاه از وي انجام مي‌شود موادمخدر كشف شده، از كمپ اخراج مي‌شود.
وي درخصوص فرار زنان از كمپ بانوان اظهار مي‌دارد: با توجه به اينكه نخستين هفته‌اي كه فرد در ترك است سخت‌ترين دوران را سپري مي‌كند انگيزه فرار بالاست؛‌ معمولا افرادي كه با ميل خود به اين مكان نيامده باشند، اقدام به فرار مي‌كنند‌ و افرادي كه فرار كنند به هيچ‌وجه مجددا پذيرش نمي‌شوند.
محب‌علي تاكيد مي‌‌كند: براي زنان معتاد در طول دوران اقامت در اين كمپ، بسته‌ آموزشي تهيه شده است كه زنان معتاد در اين بسته آموزشي با بيماري اعتياد و قدم‌هاي 12گانه ترك اعتياد آشنا مي‌شوند. درواقع مشكلات شخص خودشان را مي‌توانند در اين بسته پيدا كنند.
وي اضافه مي‌كند: كلاس‌هاي مهارت‌هاي مقابله با استرس، خشم‌، تصميم‌گيري در مواقع حساس و حل مساله، خودآرام‌بخشي همچنين تفكر درست در مواردي كه شرايط بحراني است از ديگر آموزش‌هاي تخصصي است كه در طول شبانه‌روز براي زنان معتاد ارائه مي‌شود.
محب‌علي با بيان اينكه خدمت به ديگران و كاركردن ابزار بهبودي است، بيان مي‌كند: از زنان معتاد خواسته مي‌شود در تهيه غذا، نظافت و تميزكردن خوابگاه‌ها و محوطه كمپ مشاركت داشته باشند.

‌آسيب‌ زنان از اعتياد
آسيبي كه زنان معتاد به جامعه مي‌رسانند به مراتب بيشتر از آسيبي است كه مردان معتاد به جامعه مي‌رسانند، ‌اعتياد زنان باعث ازهم‌گسيختن پايه‌هاي خانواده و آوارگي اعضاي خانواده مي‌شود؛ ‌زني كه به اعتياد روي آورد نقش مادري و همسر خود را فداي اعتياد مي‌كند.
علاوه‌بر اين، زنان معتاد در بسياري از موارد براي به دست آوردن مواد مخدر مجبورند از راه‌هاي دزدي يا ارتباطات نامشروع اين مواد را تهيه كنند كه همين امر باعث شيوع بسياري از بيماري‌هاي عفوني و واگيردار ازجمله ايدز در بين اين افراد مي‌شود؛ فرار از خانه، داشتن ارتباط‌‌هاي ناسالم و پرخطر و خياباني شدن ازجمله آسيب‌هايي است كه در كمين زنان معتاد است.

سخن آخر
نگاه‌هاي متعجب توام با خجالت نكته قابل توجهي بود كه ذهن را به خود مشغول مي‌كند، هرچند كه به نظر مي‌رسد معتاد فردي بي‌عار و بي‌قيدوبند است ولي همين‌كه احساس مي‌كند مورد توجه قرار گرفته است به خود مي‌آيد و سعي مي‌‌كند خود را بهتر از ديگر معتادان نشان دهد كه البته اين نكته در بين زنان معتاد با بيان اينكه «امروز 12، 15 يا 20 روز است كه مواد مصرف نكرده‌ام» خود را نشان مي‌دهد.
به گفته مسوولان اين كمپ، تنها 22 درصد زنان معتاد، ‌بعد از ترك به اعتياد روي نمي‌آورند ولي همين تعداد كم هم اگر روزي كمك‌ها كم يا قطع شود ممكن است از راه نرفته بازگردند و صدمات جبران‌ناپذيري را به اجتماع وارد سازند. اينكه چه كساني مسووليت صدماتي كه از طريق زنان معتاد به نسل‌هاي آينده مي‌رسد را برعهده دارند، اهميتي بيش از اين دارد كه باید به دنبال جمع‌آوري آمار تعداد زنان معتاد باشيم. بررسي و پيگيري اين مساله مهم با برگزاري چند همايش و سخنراني و چاپ كتاب در زمينه اعتياد به نتيجه نمي‌رسد و بايد اقدامات اساسي و طولاني‌مدت انجام داد.
+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم مرداد 1389ساعت 19:7  توسط محمد تاجیک  | 

 
ازدواج موقت به شغل تبدیل شده است

ديانا مهرنيا
تهران امروز

از سه سال پيش كه بحث ازدواج موقت و ماده 22 لايحه پر ماجراي حمايت از خانواده در مجلس مطرح شد،كارشناسان حوزه هاي علوم اجتماعي و به ويژه زنان در واكنش به اين لايحه اظهار نظر كردند. اكثريت نمايندگان زن مجلس نيز در شمار مخالفان اين لايحه و به ويژه بحث تصويب ازدواج موقت بودند.
در آخرين اظهار نظر ديروز معصومه پریش، پژوهشگر حوزه زنان با استنادبه نتایج مطالعات یک پژوهش در مورد وضعیت زنان در ازدواج موقت به خبرگزاري مهرگفت: « مدت اغلب ازدواج های موقت بین یک ساعت تا پنج ماه بوده و مشکلات اقتصادی مهم‌ترین عامل تن دادن زنان به این نوع از ازدواج هاست.»
این فعال حوزه زنان ادامه داد:« بر اساس نتایج این تحقیق مردان حاضر نیستند که ازدواجهای طولانی مدت را انتخاب کنند اما این سوال مطرح است که بعد از این ازدواج کوتاه‌مدت زن باید چه کار کند در حالی که طبق قوانین شرعی این زنان بین 45 روز تا دو ماه باید عده نگه دارند و ازدواج نکنند. این زنان بعد از یک ازدواج کوتاه خود دوباره به عقد مردی دیگری درمی‌آیند و ازدواج موقت به عنوان شغل و تجارت برای آنها درآمده است و باید دید آیا شرع با این مسئله موافق است.»
او با اشاره به اينكه اغلب زنان تامین نیاز مالی را دلیل ازدواج موقت خود ذکر کردند گفت:« تامین نیازهای مالی، عاطفی و جنسی در رده بندی قرار داشت و بیشتر زنان به تامین نیازهای عاطفی خود تاکید می‌کردند. تعداد محدودی نیاز به حمایت اجتماعی را دلیل ازدواج موقت خود ذکر می کردند.»
پريشي با بیان اینکه اغلب زنانی که به ازدواج موقت درمی‌آمدند زنانی خانه‌دار بودند و هیچ منبع درآمدی نداشتند ادامه داد: « تعدادی از این زنان نیز تحت پوشش سازمان‌های حمایتی مانند کمیته امداد و بهزیستی بودند که از کمک این سازمان ها ناراضی اند چرا که کمک آنها در حد ضروریات زندگی و خورد و خوراک است ولی این زنان اغلب دارای مشکل مسکن بودند و هزینه گزافی باید بابت اجاره خانه می دادند.»
این پژوهشگر با بیان اینکه اغلب این زنان مسئولیت خانه را برعهده داشتند که یا تنها زندگی می کردند یا دارای فرزند بودند ادامه داد:« اغلب آنها سعی می کردند شغلی پیدا کنند ولی متاسفانه به دلیل نداشتن تحصیلات کافی یا مهارت شغلی ورودشان به بازار کار مشکل بود. از طرفی تعداد معدودی که دارای تحصیلات بالا بودند به دلیل ساختار تبعیض جنسیتی سطح حاکم بر جامعه برای ورود به بازار کار با مشکل مواجه می شدند یا از درآمد پایینی برخوردار بودند.» او با بیان اینکه اغلب زنانی که در ازدواج موقت بودند و یا تجربه آن را داشتند در کارهای خدماتی مانند پرستار سالمندان و دیگر مشغول بودند به مهر گفت:« معمولا زنانی که سابقه ازدواج موقت داشتند پیشینه ای از آسیب خانواده در زندگی آنها بود یا درگیری‌های خانوادگی و طلاق داشتند.» به گفته او اغلب این زنان بعد از طلاق و یا فوت همسر تکیه‌گاه خود را از دست داده و دچار بحران بودند و به دلیل مشکلات مالی سعی می‌کردند ازدواج کنند چون شرایط ازدواج دائم برای این زنان و به‌ویژه زنانی که دارای فرزند هستند فراهم نیست به‌رغم میل باطنی اقدام به ازدواج موقت می‌کردند. بسیاری از این زنان هم با اينكه می‌دانستند بسیاری از مردان توانایی مالی لازم را ندارند ولی با اندک وجهی که دریافت می‌کردند راضی بودند چون چاره ای جز این کار نداشتند.
تعدادی از نمونه های این تحقیق، ازدواج های 99 ساله موقت که به ازدواج دائم شباهت دارد را تجربه کرده اند.
پريشي در اين باره گفت:« در این نوع ازدواج به دلیل مدت طولانی و اینکه در اغلب موارد نیاز مالی زنان تامین می شد زنان از ازدواج موقت خود راضی بودند. در کنار آنها زنانی بودند که مدت زمان ازدواجشان بیش از سه و چهار ماه بود اما همواره نگران خاتمه آن و وابستگی‌های عاطفی بودند. » او تاكيد کرد:« زنانی که چندین بار ازدواج موقت کرده بودند این نوع ازدواج برای آنها تبدیل به شغل شده بود. اغلب‌شان عنوان می‌کردند که در ازدواج‌های اول وابستگی به همسر داشتند اما تجربه به آنها ثابت کرد که از این وابستگی آسیب می بینند. برای این زنان در دفعات اولی که به ازدواج موقت مردی درمی‌آمدند یا مدت صیغه آنها زیاد بود وابستگی عاطفی ایجاد می شد. نتایج این مطالعه نشان داد که بین افزایش مدت ازدواج موقت با وابستگی ایجاد شده برای زنان رابطه مستقیمی وجود دارد.»
او در مورد رضایت اقتصادی زنان از ازدواج موقت خود گفت:« رضایت اقتصادی این زنان متفاوت بود. برخی که مهریه هایی بین 200 تا 600 هزار تومان دریافت می کردند رضایت اقتصادی بالایی داشتد ولی بعضی از همسران موقت این زنان نه تنها مهریه شان را پرداخت نمی کردند بلکه در مواردی از آنها سوء استفاده مالی هم می کردند به طور نمونه پول قرض کرده يا از آنها باج می گرفتند.»
او در مورد این که پیش از این مطالعه گمان می شد که افراد مذهبی تمایل بیشتری به این نوع ازدواج داشته باشند، گفت: « نتایج این پژوهش نشان داد که هیچ‌کدام از دو گروه زنان معتقد به مذهب و کمتر معتقد دلایل ازدواج شان را تاثیر مذهب اعلام نکرده اند.»
گروه علمی- تخصصی مطالعات زنان انجمن جامعه‌شناسی ایران چندي پيش در آخرين نشست‌ خود موضوع ازدواج موقت را بررسي كرد.
در این نشست، شهلا اعزازی و معصومه پریش با تشريح نتایج پژوهش هاي انجام شده به بررسی «زمینه‌ها و پیامدهای ازدواج موقت برای زنان» پرداختند.
اعزازي، مدیر گروه مطالعات زنان انجمن جامعه‌شناسی ایران با اشاره به نظر سنجي هاي انجام شده در كشور گفت:« ما در نظر سنجی‌های سال ۱۳۸۲ در مورد تعدد زوجات در پیمایش ارزش‌ها و نگرش‌های ایرانیان با مخالفت بیش از ۸۷ درصد مردان و ۹۶ درصدی زنان با ازدواج مجدد مواجهیم. در واقع، تنها حدود هفت درصد مردان و دو درصد زنان با این قضیه موافق و 5.5 درصد مردان و کمتر از دو درصد زنان برای تعیین خوب یا بد بودن ازدواج موقت تردید دارند. »
پريش نيز مواردی چون نیاز مالی، نیاز عاطفی یا ترکیبی از نیازهای مالی، عاطفی و جنسی را به عنوان مهم‌ترین زمینه‌های گرایش به ازدواج موقت از سوی این زنان برشمرد :« در کشور ما، از یک سو، شرایط بازار کار به زنان اجازه کار با دستمزد بالا را نمی‌دهد و از سوی دیگر، از آنجایی‌که این زنان مهارتی برای تامین معاش ندارند، نیاز مالی یکی از مهم‌ترین دلایل ازدواج موقت آنهاست. در میان نمونه مورد مطالعه، برخی از زنان کمک‌هایی از کمیته امداد دریافت می‌کردند ولی مشکلات آنها همچنان ادامه داشت و ازدواج موقت، به عنوان یک شغل و منبعی برای کسب درآمد، برای بسیاری از این زنان مطرح بود ولی به دلیل کوتاه بودن مدت این ازدواج‌ها، مشکلات مالی آنها همچنان به قوت خود باقی می‌ماند. معمولا از آنجا ‌که این زنان باید بعد از پایان مدت عقد، بین ۴۵ روز تا دو ماه عده نگاه دارند در مدت این دو ماه، برخی همچنان با مشکل مالی مواجهند.»

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم مرداد 1389ساعت 18:48  توسط محمد تاجیک  | 

عضو هيات امناي پژوهشكده اعتياد ستاد مبارزه با مواد مخدر خوزستان گفت: در حال حاضر مصرف ماده مخدر شيشه در ميان زنان رو به افزايش است و متاسفانه برخي زنان به دليل ناآگاهي، شيشه را با هدف كاهش وزن مصرف مي‌كنند.

ساسان باوي در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) ـ منطقه خوزستان ـ اظهار كرد: اگرچه مصرف شيشه تا حدودي موجب كاهش وزن مي‌شود ولي با توجه به اعتيادآوري آن و همچنين عوارض خطرناكي كه به همراه دارد مصرف آن با هدف كاهش وزن كار معقولي نيست.

وي افزود: همچنين بسياري زنان معتاد به دليل مسايل اجتماعي براي ترك اعتياد به كلينيك‌هاي درماني مراجعه نمي‌كنند و همين موضوع موجب مي‌شود آمار اعتياد زنان به صورت كاذب كم باشد.

باوي تصريح كرد: شيشه ماده شيميايي اعتياد آور و بسيار مضري است كه مصرف آن خطرناك است و استفاده از آن با هدف كاهش وزن در هيچ شرايطي توصيه نمي‌شود.

انتهاي پيام

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم تیر 1389ساعت 19:3  توسط محمد تاجیک  | 

رييس مركز امور زنان و خانواده از تشكيل كانون «زنان بازرگان» در آينده‌اي نزديك خبر داد.

مريم مجتهدزاده در گفت‌وگو با خبرنگار «زنان» خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، با اشاره به اينكه ايده اوليه تشكيل اين كانون در جلسه‌اي كه به مناسبت هفته زن در وزارت بازرگاني برگزار شده بود مطرح شد، افزود: در آن جلسه، زنان بازرگان نياز خود را به ايجاد سامانه‌اي كارآمد براي فعاليت زنان بازرگان در قالب آن اعلام كردند.

وي با اشاره به اينكه طي هفته اخير سومين جلسه مربوط به اين موضوع در محل مركز امور زنان و خانواده با حضور نمايندگان زنان بازرگان برگزار شد، خاطر نشان كرد: در اين جلسه پيش‌نويس اساسنامه اين كانون مطرح شد و اميدواريم اين اساسنامه به زودي نهايي شود.

مجتهدزاده با بيان اينكه قرار است هيات موسس اين كانون با عضويت نمايندگاني از مركز امور زنان، وزارت بازرگاني، وزارت بهداشت، فراكسيون زنان مجلس شوراي اسلامي، اتاق بازرگاني و صنايع و معادن و شوراي اصناف تشكيل شود، گفت: پروين هدايتي، معاون طرح و برنامه مركز امور زنان، به عنوان نماينده مركز در هيات موسس كانون عضويت خواهد داشت.

مشاور رييس‌جمهور در امور بانوان در ادامه با اشاره به اينكه شش هدف و 15 وظيفه و ماموريت در پيش نويس اساسنامه كانون پيش بيني شده است، توانمندسازي زنان براي ورود به عرصه هاي اقتصادي بازرگاني و تجارت، تسهيل فضاي كسب و كار زنان بازرگان، حمايت و تشويق زنان فعال در امور اقتصادي و بازرگاني و همسو كردن توانمندي‌هاي آنان در راستاي توسعه اقتصادي كشور، ارتقاي جايگاه زنان بازرگان و حمايت از تجاري سازي فعاليت‌هاي نوآورانه زنان را از جمله اهداف كانون زنان بازرگان عنوان كرد.

مجتهدزاده در خاتمه  اهم ماموريت‌هاي اين كانون را شناسايي، جذب و تشويق زنان صاحب ايده و علاقه‌مند به سرمايه گذاري اقتصادي، ارتباط مستمر و همكاري دو سويه با رسانه‌ها، تعامل با دانشگاه‌ها و سازمان‌هاي دولتي و غيردولتي در داخل و خارج از كشور و نيز تشكيل بانك اطلاعاتي زنان ايراني كارآفرين، مخترع و فعال در عرصه‌هاي تجارت و اقتصاد داخلي و خارجي برشمرد.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم تیر 1389ساعت 16:9  توسط محمد تاجیک  | 


  باندهاي فساد، اولين شکارچيان دختران فراري  
 
 نويسنده : روشنک محمدي 
مي گويد فقط 15 روز دختران فراري را نگه مي داريم و نمي توانيم منکر باندهاي فساد در اجتماع بشويم ....پديده دختران فراري، از پديده هاي داغ دنياي امروز است که به دليل بروز مشکلات اجتماعي و اقتصادي در ايران، استان قزوين را نيز مانند ساير استانها کشور درگير خود کرده است. اين مساله که مسوولان چگونه به اين مساله برخورد مي کنند ما را واداشت تا پاي  گفت وگو با يکي از مطلعين در اين زمينه بنشينيم. فاطمه پزشکيان، کارشناس بهزيستي قزوين از معدود کساني است که مي داند چه خبر است. با هم اين گفت وگو را مي خوانيم:
دخترهاي فراري چه کساني هستند؟
راستش تعريف دقيقي براي اين افرادوجود ندارد. اما همانطور که از اسمش پيداست، آنها دخترهايي هستند که بدلايل مختلف مثل مشکلات خانوادگي، دلايل روانشناختي و ... خانواده خود را ترک مي کنند و خيلي هايشان هم ممکن است اصلا هيچ هدفي از فرار نداشته باشند. اصلا نمي دانند کجا مي روند، چکار مي کنند، اصلا فرار آنها هدفمند نيست.
بيشترين عامل و دليل فرار دخترها از خانه چيست؟
بيشتر اين دخترها از خانواده هاي خود متواري مي شوند و دليل اقدام آنها بسيار متفاوت است اما مهمترين دليلي که براي آن ذکر مي کنند، مشکلات خانوادگي است.اين نوع دختران ممکن است در خانواده خود، آزار هاي جنسي،جسمي يا آزارهاي روحي ببينند و شرايط خانواده براي آنها طوري سخت باشد که پا به فرار بگذارند. درصد بالايي از نوجوانان به دليل آزارهاي جسمي، جنسي و روحي از خانه فرار مي کنند.  از دلايل ديگر مي توان به فقر اشاره کرد.
فقر اقتصادي و معيشتي خانواده ها موجب مي شود که برخي از دختران به اميد آينده بهتر از خانه فرارمي کنند. برخي مواقع هم دوستان، عامل فرار يک دختر از خانواده هستند. آنها برنامه ريزي مي کنند و بدون اينکه اطلاعات درستي داشته باشند، روي هم تاثير مي گذارند و زمينه فرار همديگر را فراهم مي کنند; ولي اساسي ترين مشکل، همان مشکل خانواده است ، خانواده درگير فقر است يا درگير اعتياد يا اعضاي خانواده، زنداني هستند، يا اعضاي خانواده داراي اختلالات روان شناختي هستند.  اين اختلالات روان شناختي به صورت هاي مختلف خود را نشان مي دهد و همه اين ها موجب مي شود وضع ناپايداري در خانواده ها ايجاد شود و بچه ها چون نمي توانند آن شرايط را تحمل کنند از خانه فرار مي کنند.دلايل ديگري نيز مانند بيکاري، اعتياد، طلاق پدر و مادر و... وجود دارد و متاسفانه، امروز سن فرار از خانواده ها به 12 سال رسيده و اين بسيار ناراحت کننده است.
اختلالات شخصيتي چقدر در فرار دختران از خانه موثر است؟
بسيار زياد .ببينيد، بجز عوامل خانوادگي، خيلي از دخترهايي که پا به فرارمي گذارند و محيط خانواده را ترک مي کنند، خودشان داراي مشکلات روان شناختي هستند که ما از آنها با عنوان اختلالات شخصيتي ياد مي کنيم.
شناسايي اين اختلالات از وظايف بهزيستي است، البته بهزيستي قسمتي از وظايف را برعهده دارد; همه نهادها بخصوص آموزش و پرورش با اين ماجرا درگير هستند. آموزش و پرورش بايد بتواند دانش آموزان مشکل دار را شناسايي کند. لازم است يک بانک اطلاعاتي در خصوص اين نوع دانش آموزان که داراي خانواده هاي متشنج و متزلزل هستند،ايجاد کرد. بايد آموزش و پرورش بتواند آموزش هاي لازم را در اين مورد به جوانان و نوجوانان بدهد;يادگيري کليه توانمندي هايي که فرد براي سازگاري با ديگران و جامعه در عرصه هاي مختلف زندگي به آنها نياز دارد.
مرحله بعد وظيفه ارگان هايي است که انجام خدمات اجتماعي برعهده آنهاست، مثل بهزيستي و NGO ها. در اين مرحله ما بايد بتوانيم پيشگيري را انجام دهيم، همانطور که مي دانيم پيشگيري بهتر از درمان است. در پيشگيري نيز اصل اساسي آموزش است. ما بايد به خانواده ها بياموزيم که چگونه با بچه هاي خود رفتار کنند و نسبت به درمان مشکلات رفتاري آنها اقدام کنند.
اينجاست که نقش بهزيستي پررنگ مي شود; اول در زمينه پيشگيري ودوم مداخله; يعني اگر فرض کنيم اين اتفاق در يک خانواده اي افتاد، بايد کمک کنيم آن مشکل حل شود و به نوعي مشکل را حل کنيم که ديگر آن مشکل اتفاق نيافتد.
اين دخترها بعد از فرار از خانه با چه مشکلاتي رو به رو مي شوند؟
باندهاي فساد اولين گروه ها و شکارچياني هستند که اين دخترها را هدف قرار مي دهند. آنها به طور کاملا پنهاني عمل مي کند و به هيچ عنوان نمي توانيم حضور آنها را انکار کنيم. اين باندها با سيستم هاي خيلي قوي اي که دارند به راحتي اين دخترها را شناسايي مي کنند و حتي بررسي هايي که به صورت غير مستقيم انجام شده، نشان مي دهد که دختران تنها 2 ساعت بعد ازترک خانه به وسيله آنها شناسايي مي شوند.دختري هم که با اين باندها آشنا شود، معلوم است که چه سرنوشتي پيدا خواهد کرد; حتي اگر با اين باندها مواجه نشوند، به خاطرنياز به مکان و هزينه و خرج روزانه، ممکن است با افرادي آشنا شود که مشکلاتي براي او پيش بياورند.بنابراين زمينه براي به فساد کشيدن اين گونه دختران مهياست . بررسي ها نشان مي دهد که اين دختران به سرعت به دام مردان منحرف بيرون از باندها مي افتند آنها ممکن است آزارهاي جسمي در کنار آزارهاي جنسي ببينند. از طرفي کسي که اين انگ به او مي خورد، ديگر مشکل است که بتواند بصورت طبيعي به زندگي سالم بازگشته و زندگي گذشته خود را از سر بگيرد.
مسوولان قزوين براي اين دخترها چه کار مي کنند؟
مرکز مداخله بهزيستي کار خودش را از سال 79 شروع کرده است. مکان آن در بلوارخرمشهر است و تقريبا مي توان گفت ما بطور متوسط ساليانه بين 1200 تا 1500 نفر مراجعه کننده داريم; اما اينکه ما چه تعداد دختر فراري در قزوين داشته ايم، بايد عرض کنم که در سال 79، 19 نفر، در سال 80، 49 نفر، درسال 81، 67، در سال 82، 56، درسال 83، 43، در سال 84، 40 و در سال 85، 76 نفر بوده است. مشکل اساسي که بين اين ها به صورت مشترک وجود دارد، بيشترين بچه ها، بخاطر آزار جنسي و رواني از خانه فرار مي کنند.به عبارتي بيشتر دخترهاي فراري در استان ما به دليل آزارهاي جنسي که از سوي مرد خانواده مثلا پدر يا برادر خود مي بينند خانه را ترک مي کنند.به عبارتي درصد زيادي از اين هايي که فرار مي کنند، آزار جنسي داشته اند، کتک خورده اند و مورد آزار رواني قرار گرفته اند، تحقير شده اند، ناديده گرفته شده اند، مشکل اساسي ديگري که وجود دارد، پايين آمدن سن فرار که الان اين سن به 12سالگي رسيده است. اين هشداري براي خانواده هاست که بيشتر از آن چه که براي بدنيا آوردن فکر مي کنند، بايد به فکر زمينه تربيتش باشند، فکر معاشش باشند. ببينند آيا مي توانند آن عشق و علاقه لازم را بدهند؟
دختران فراري را چند روز نگه مي داريد؟
از زماني که به مرکز مداخله در بحران هاي اجتماعي ارجاع داده مي شوند، ما تقريبا 15 روز وظيفه داريم که نگهداري بکنيم، خدمات تخصصي روانشناختي ارائه کنيم، ببينيم که تا چه حد مي توانيم زمينه ارجاع آنها به خانواده ها را فراهم کنيم. اگر زمينه ارجاع آنها به خانواده ها فراهم نشد، دخترهايي که در معرض آسيب هستند و هنوز آسيب نديده اند، به خانه سلامت ارجاع مي شوند.
در خانه سلامت بين 6 ماه تا يک سال مي توانند اقامت داشته باشد که هم به تحصيلات خود ادامه بدهند و هم برنامه هاي اوقات فراغت داشته باشند،در همين مدت هم با خانواده هاي آنها ارتباط برقرار مي شود. در آخر اگر کاري صورت نگرفت و نتوانستيم مشکل را در خانواده ها حل کنيم و خانواده ها خودشان آنقدر آسيب ديده باشند که نتوانيم بچه ها را برگردانيم به مراکز شبانه روزي ارجاع داده مي شوند;البته مراکز شبانه روزي، ظرفيت خاصي دارند و ما نمي توانيم هرکسي که دچار مشکل است به اين مرکز ارجاع بدهيم، چون فقط يک مرکز شبانه روزي دولتي براي دختران بالاي 12 سال داريم; اما در استان هاي ديگر هيات امناي مختلفي وجود دارد که آنها مراکز نگهداري دختران بي سرپرست، بدسرپرست و سنين مختلف را داير مي کنند. برخي استان ها مثل کرمان، خراسان، گيلان و تقريبا همه استانها در اين زمينه خيلي موفق بوده اند، ولي در قزوين داوطلبي نبوده که بيايد يک چنين مراکزي را به صورت هيات امنايي و خيريه راه اندازي بکند و بتواند يک مقدار از بار بهزيستي را کم کند.
بهزيستي براي حل مشکل دختران فراري چه کار کرده است؟
قزوين فاقد مراکز بازپروري دختران است. ما اين مساله را در شوراي اجتماعي استان مطرح کرديم و قزوين يکي از استان هايي است که قرار است اين نوع مرکز از سوي بهزيستي راه اندازي بشود; ولي خود بهزيستي استان اين امکانات را الان از نظر نيرو و تجهيزات ندارد; البته مهمترين قسمت آن جذب نيرو است که اميد است با همکاري مسوولين استاني چنين امري محقق شود.
به هر حال ما در بهزيستي در ارتباط با موردهايي کار مي کنيم که يا خود معرف هستند يا نيروهاي پليس دستگير شان کرده و از طريق قوه قضاييه به ما ارجاع داده شده اند . ممکن است خيلي از اين افراد آزاد و مشغول فعاليت باشند، ولي به بهزيستي مراجعه نکرده باشند براي همين نمي توان درصد مشخص کرد.اين کار مستلزم کار تحقيقي خيلي گسترده است که در سراسر کشور انجام شود; اما در مورد آنهايي که به بهزيستي ارجاع داده شده اند يا بهزيستي روي آنها کار مي کند، مي توانم بگويم، بهزيستي خيلي موفق عمل کرده است. حداقل مي توانم بگويم، 90-80 درصد موفق بوده و توانسته بچه ها را به خانواده و يا به شرايط امن تر و بهتر برگرداند. مثل شبانه روزي ها و مراکزي که به هر حال از اين دخترها نگهداري مي کنند. ولي در مورد مراجعيني که آسيب مي بينند، مشکلات زيادي وجود دارد، عموما خانواده ها، اين افراد را نمي پذيرد و بهزيستي مجبور است که آنها را به مراکز بازپروري بدهد اما خودتان مي دانيد در اينجا نيز محدوديتي وجود دارد.
کجا مي توان آمار دقيقي از دختران فراري به دست آورد؟
همه دفاتر بهزيستي، اطلاعات و آمار خودشان را براي دفتر امور آسيب ديدگان اجتماعي بهزيستي کشور ارسال مي کنند و آنها با جمع آوري اطلاعات، طرح هاي مختلفي را اجرا مي کنند که عمده ترين آنها تاسيس خانه سلامت، مرکز مداخله، مرکز بازپروري است و عموما وظايف شان به بهزيستي سپرده شده است.
در نظراست بهزيستي مناطق آسيب پذير را شناسايي کند که در اين طرح خانواده هاي آسيب پذير شناسايي مي شوند، بعد آموزش هاي لازم ارائه مي شود و امکانات لازم را در اختيار آن مناطق گذاشته مي شود تا بتوانيم تا حد زيادي از اين معضل پيشگيري کنيم. به نظر ما اين خانواده ها عموما برنامه ريزي براي نگهداري و تربيت بچه هاي خود ندارند. حتي برنامه ريزي درست براي اوقات فراغت آنها ندارند. يکي از مسايلي که موجب مي شود بچه ها در خيابان ها رها بشوند، اين است که برنامه ريزي براي اوقاف فراغت آنهانيست; چه بسا خيلي از آموزش ها را مي توان از طريق اوقات فراغت منتقل کرد.
در طرح هاي آسيب شناسي که اجرا مي شود، تمرکز روي خانواده هاست، آموزش به خانواده ها، آموزش به مدارس، تاسيس مکان هايي مثل پيش دبستاني، تاسيس  مکانهاي ورزشي و ... که اوقات فراغت  بچه ها را برعهده دارند. تجربه نشان داده در مناطقي که فقر اقتصادي بيشتر است، آسيب هاي اجتماعي نيز بيشتر است. اگر ما بتوانيم اين طرح ها را در اين مناطق اجرا کنيم مسلما نتايج بهتري بدست مي آيد، ولي اين مستلزم همکاري تعداد زيادي از ارگانهاست. مثلا بهزيستي نقش خودش را دارد، کميته امداد،نقش خودش را به عنوان ارگان حمايتي دارد. قوه قضاييه،نيروي انتظامي، تربيت بدني، هلال احمر،تبليغات اسلامي، آموزش و پرورش، همه به نوعي نقش دارند. همه اين ها بايد در طرح هاي آسيب شناسي مناطق شرکت داشته باشند و هر کدام سهم خود را انجام بدهند. اگر تمام وظيفه را برعهده بهزيستي بگذاريم، نمي توانيم موفق باشيم.
+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم تیر 1389ساعت 10:38  توسط محمد تاجیک  | 

 

60 درصد زنان مصری با مزاحمت‌های خیابانی مواجهند


افزایش مزاحمت‌های خیابانی، زنان مصری را به فراگیری آموزش فنون دفاع شخصی و ورزش‌های رزمی واداشته است. مرکز حقوق زنان مصر با اعلام این خبر که زنان مصری هر روز در خیابان‌ها با مزاحمت‌های کلامی و رفتاری مواجه هستند، افزود: 60 درصد زنان مصری و 98 درصد زنان خارجی ساکن در مصر با مزاحمت‌های خیابانی درگیر هستند. رفتارهایی مانند سوت زدن، چشمک زدن و مسخره کردن از جمله مزاحمت‌های متداولی است که زنان در قاهره با آن مواجه می‌شوند. مونا التاحاوی، روزنامه‌نگار مصری می‌گوید:«این رفتارها اغلب از سوی پلیس نادیده گرفته می‌شود و قانون مجازات مشخصی برای آنها در نظر گرفته نشده است». در واقع پلیس قاهره نه‌تنها نسبت به شکایات زنان اقدامی نمی‌کند بلکه خود از متهمان آزار و اذیت زنان به شمار می‌رود، به همین دلیل فعالان اجتماعی زن در مصر هر از چندگاهی برای استیفای حقوق زنان در این کشور اقدام به برپایی تجمع می‌کنند. در آماری دیگر 70 درصد مردان مصری ایجاد مزاحمت برای زنان در این کشور را تأیید کردند. در واقع علت اعتراف مردان مصری به چنین امری این است که آنها زنان را مقصر می‌دانند، به همین دلیل چنین رفتاری را توجیه یا مخفی نمی‌کنند. محسن رضا، عضو پارلمان مصر در این‌باره می‌گوید:«افزایش آمار جوانان مجرد در این کشور و تغییر پوشش زنان موجب به وجود آمدن چنین معضلی شده، به همین دلیل تا وقتی زنان در نحوه پوششان تجدید نظر نکنند آزار و اذیت خیابانی طبیعی است». برخی از مردان نوع پوشش زنان را عامل عمده در مزاحمت‌های خیابانی برای آنها می‌دانند. با این حال زنان محجبه مصری می‌گویند تعداد کمی از دختران مصری لباس‌های مد روز می‌پوشند و این مزاحمت‌ها برای زنان و دختران محجبه نیز اتفاق می‌افتد. اسما، دختر 29 ساله‌ای که در دانشگاه قاهره تدریس می‌کند، می‌گوید:«آزار و اذیت زنان خارجی وضعیت بدتری دارد و این به معنای از دست دادن میلیون‌ها پوند پول گردشگران خارجی در مصر است». 14 درصد زنان خارجی گفته‌اند، هرگز برای دیدن جاذبه‌های توریستی به مصر سفر نخواهند کرد. آلما، وکیل زن مصری می‌گوید: مشکل این است که زنان به خود اجازه نمی‌دهند به شکل قانونی شکایات خود را مطرح کنند اما این موضوع بزودی تغییر خواهد کرد. دولت مصر به همین منظور در کنار برخی از سازمان‌های غیر دولتی تلاش می‌کند افزون بر تغییر ذهنیت عمومی، آموزش و فرهنگسازی لازم را برای برچیدن این رفتار غیر اجتماعی در جامعه ارائه کند. به گزارش شبکه تلویزیونی ان‌اچ‌کی ژاپن، قاهره به عنوان بزرگ‌ترین شهر دنیای عرب شاهد روی آوردن روزافزون زنان و دخترانی است که برای آموزش فنون دفاع شخصی و ورزش‌های رزمی به باشگاه‌های ورزشی مراجعه می‌کنند. گزارش‌های دولتی حاکی است، تعداد زنان شاغل مصری از دهه 70 به بعد 2 برابر شده و از 500 هزار نفر به یک میلیون در سال 1980 افزایش یافته است. اگرچه زنان مصری بسیاری در رشته‌های مختلف مهندسی و پزشکی تحصیل کرده‌اند اما بیشتر آنها حقوق کمتری دریافت می‌کنند. بسیاری از زنان شاغل در این کشور مشاغلی مانند تمیز کردن خیابان‌ها، سرایداری و خدمه هتل‌ها و بیمارستان‌ها را برعهده دارند و اغلب زنان شاغل در کارخانه‌ها نیز بیشتر در بخش صنایع غذایی، دارویی و نساجی کار می‌کنند. از سوی دیگر تحقیقات نشان می‌دهد، حدود نیمی از زنان مصری قربانی خشونت‌های زناشویی هستند.

بر اساس تحقیقات مرکز آمارهای کاپماس، 47 درصد از زنانی که بین 15 تا 49 سال دارند اعلام می‌کنند قربانی خشونت‌های خانگی هستند. این تحقیق همچنین تاکید کرد زنانی که از خشونت‌های فیزیکی رنج می‌برند 4 برابر بیشتر از دیگر زنان به خودکشی دست می‌زنند. ناهید ابو قمسان از فعالان حقوق زنان به خبرگزاری فرانسه در قاهره گفت: قوانین مصر برای خشونت‌های زناشویی، مجازات‌هایی را در نظر گرفته است اما پلیس از مداخله در این قضایا که جزو حریم خصوصی در نظر گرفته می‌شود خودداری می‌کند.

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم تیر 1389ساعت 16:30  توسط محمد تاجیک  | 

رنگ سفيد نمادي از پاكي و عفت و نشانه‌اي از قلب سالم و دست‌نخورده‌اي است كه به همسرش تقديم مي‌شود
 
در كنار تولد و مراسم تدفين، ازدواج يكي از سه موقعيت مهم و عظيم در زندگي هر شخص است و تنها موردي است كه شخص در تعيين چگونگي و عظمت و شكوه برگزاري آن نقش اصلي را برعهده دارد. اين روز براي عروس از اهميت بسزايي برخوردار است. روز بزرگ زندگي اوست. روزي كه با لباس سفيد ورود به زندگي جديدي آغاز مي‌شود. ورود به زندگي كه آرزو مي‌شود با همين رنگ سفيد به پايان برسد.

پيراهن سفيد عروسي

در قرون وسطي، ازدواج بيشتر از پيوند ميان دو نفر معنا داشت و در بسياري موارد حتي اتحاد و پيوند بين دو خانواده، دو تجارت و حرفه و همچنين اتحاد بين دو كشور به شمار مي‌آمد. بنابراين عروس بايد به شكلي لباس مي‌پوشيد كه به بهترين شكل معرف خانواده خود باشد. لباس او تنها معرف شخص او نبود.

در آن زمان ازدواج‌هاي سلطنتي داراي اهميت سياسي بسياري بود و براي ايجاد اتحاد و پيماني محكم بين دو كشور انجام مي‌شد. بنابراين لازم بود تا عروس جوان، عالي و باشكوه به نظر برسد تا اعتبار و حيثيت كشور خود را تقويت كند و با نشان دادن ثروت و توانگري ملت خود، بر كشور داماد تاثير بگذارد.

خانواده‌هاي سلطنتي و ثروتمند از عالي‌ترين پارچه‌هايي كه ممكن بود، استفاده مي‌كردند و گران‌ترين پارچه‌ها از قبيل مخمل، ابريشم، حرير گلدار،‌ خز و پارچه‌هاي بافته شده از نخ طلا و نقره را به كار مي‌بردند.

در دوران باستان نيز عروس‌ها براي نشان دادن شادي خود، از رنگ‌هاي شاد و روشن براي لباس عروس استفاده مي‌كردند و رنگ سفيد خاص لباس عروس آنها نبود. رنگ سفيد مدتي است كه به عنوان رنگي مرسوم و رايج براي پيراهن عروس پذيرفته شده است، در حالي كه در گذشته پيراهن عروس هميشه به رنگ سفيد نبوده است.

رسم پوشيدن لباس عروس به رنگ سفيد، به دوران ملكه ويكتوريا برمي‌گردد. پيش از آن عروس‌ها بسته به موقعيت اجتماعي خود، انواع متنوعي از رنگ‌ها و مواد را براي لباس عروس انتخاب مي‌كردند. در آن روزگار رنگ سفيد نشانه پاكي و عفت نبود، بلكه چنين معني را در رنگ آبي جستجو مي‌كردند. به همين دليل بود كه در گذشته بسياري از زنان رنگ آبي را به عنوان لباس عروسي خود انتخاب مي‌كردند. از طرفي رنگ سفيد به معناي ثروت و توانگري نيز تلقي مي‌شد.

ازدواج ملكه ويكتوريا با پسر عموي خود شاهزاده آلبرت در سال 1840، بيشترين تاثير را بر مراسم عروسي گذاشت. در آن زمان رنگ سفيد، رنگ مرسوم براي مراسم سوگواري سلطنتي بود و اگرچه هميشه به اين عنوان استفاده نمي‌شد، اما به عنوان رنگي مناسب براي مراسم عروسي شاهانه هم محسوب نمي‌شد، ولي ملكه ويكتوريا با ازدواج در لباس سفيد، چرخ‌ها را به حركت درآورد. در كتابي مربوط به بانوان، در سال 1849 اين جمله چاپ شد: «براساس رسم و سنت و عرف، از چندين سال قبل رنگ سفيد به عنوان مناسب‌ترين رنگ براي لباس عروسي انتخاب شده است. اين رنگ نمادي از پاكي و خلوص و عفت دخترانه است و نشانه‌اي از قلب سالم و دست‌نخورده‌اي است كه به همسر آينده خود تقديم مي‌كند.»

درباره انتخاب رنگ لباس عروس روايت‌ها مختلف است. يكي از اين روايت‌ها از اين قرار است: «ازدواج در لباس سفيد يعني بسيار خوب و صحيح انتخاب كرده‌ايد، ازدواج در رنگ خاكستري يعني به راه دوري خواهيد رفت، ازدواج در رنگ آبي، يعني شما همواره خالص، پابرجا و راستگو خواهيد بود، ازدواج در رنگ سبز يعني شما از ديده شدن خجالت مي‌كشيد. ازدواج در رنگ زرد، يعني شما از مرد خود خجالت مي‌كشيد. ازدواج در رنگ قهوه‌اي يعني شما در خارج شهر زندگي خواهيد كرد و ازدواج در رنگ صورتي يعني روح شما غرق خواهد شد.»

تاثير جنگ جهاني بر لباس عروس

مدها و مدل‌هاي لباس در دوره ادوارد هفتم بود كه روز‌به‌روز تحميلي‌تر و پرخرج‌‌تر مي‌شد، با آغاز جنگ جهاني اول اين روند متوقف شد و سبك لباس‌ها ساده‌تر شد. پس از جنگ جهاني اول، يك دوره پررونق و مرفه آغاز شد و اين موضوع در لباس‌هاي عروسي هم منعكس شد. لباس‌هاي بلند سفيد عروسي رسمي، مجددا رايج شد و به مد بازگشت. رنگ مايل به سفيد مانند كرم، زرد بسيار كم‌رنگ و عاجي رنگ، همگي به عنوان رنگ لباس عروس قابل قبول بود، در حالي كه رنگ‌هاي روشني از قبيل آبي، سبز يا صورتي كمتر استفاده مي‌شد. ازدواج در لباس سياه رنگ، نشانه بدبختي و بخت بد محسوب مي‌شد.

ايران در گذشته يك كشور قومي و قبيله‌اي بوده است؛ از اين رو هر قوم براساس باورها، سنت‌ها و وضعيت اقليمي خود رنگ لباس عروس را انتخاب مي‌كرده است

كم‌كم با انعكاس تغيير نقش زنان در جامعه، دامن لباس‌ها كوتاه‌تر شد، كوكو شانل نيروي قدرتمندي در تغيير مد زنان بود و نخستين كسي بود كه در دهه 1920 رسما لباس عروسي كوتاه را معرفي كرد. اين لباس، پيراهن سفيدي تا زانو بود با يك دنباله بلند. اين رنگ سفيد سيماني به عنوان رنگ جهاني و همگاني لباس عروس مورد توجه قرار گرفت.

رنگ لباس در ميان اقوام آسيايي

ژاپني‌ها در مراسم ازدواجشان لباس سنتي خود «كيمونو» را به تن مي‌كنند. كيمونو پارچه‌اي ابريشمي است كه در اندازه 13 متر و در 8 قطعه بريده مي‌شود. لباس كيمونو زنانه توسط شال‌هاي پهن ابريشمي مهار مي‌گردد. كيمونو مشكي براي داماد و كيمونو سفيد براي عروس استفاده مي‌شود، زيرا رنگ سفيد در فرهنگ اين كشور نشانه آغاز يك سفر است.

در هند همه چيز حال و هواي ديگري دارد. رنگ لباس عروس قرمز است. قرمز در فرهنگ و سنت هندوستان نشان از مباركي و خوش‌يمني دارد. در هند به لباس عروسي «Shadi Sari» گفته مي‌شود.

«Shadi» در زبان هندي به معناي «مراسم عروسي» است و ساري همان لباس معمول زنان هندي است. ساري پارچه‌اي معمولا ابريشمي است كه روي آن جواهر،‌ سنگ يا كريستال‌دوزي مي‌شود و دوركمر بسته مي‌شود و اضافه آن از پشت روي شانه قرار مي‌‌گيرد. بلندي اين پارچه پنج متر و نود سانتي‌متر است كه چهارده مرتبه دور كمر،‌ بدون استفاده از دكمه پيچيده مي‌شود.

در هندوستان به علت تعدد فرقه و مذاهب، آيين‌‌هاي عروسي كاملا متفاوت هستند و اما در مذهب هندو كه بيشترين طرفدار را دارد از لباس قرمز براي عروس استفاده مي‌كنند.

لباس عروس در ايران

آتوسا مظفري، طراح پارچه و لباس در مورد رنگ لباس عروس در ايران چنين مي‌گويد: «ايران در گذشته يك كشور قومي قبيله‌اي بوده است و از اين رو هر قوم براساس باورها، سنت‌ها و وضعيت اقليمي خود رنگ لباس عروس را انتخاب مي‌كرده است.

به عنوان مثال لباس عروس تركمن‌ها قرمز بوده و هنوز هم گمان مي‌كنم از اين رنگ براي مراسم ازدواج استفاده مي‌كنند. لباس عروس زنان زرتشتي سبز بوده است. همچنين رنگ لباس عروس در دوره هخامنشيان بسته به طبقه اجتماعي فرد بوده است.»

شيرين بزرگ مهر، عضو هيات علمي دانشگاه هنر و مترجم كتاب تاريخ لباس (نوشته: روت ترنرويل كاكس)‌ مي‌گويد: «اساسا در مورد رنگ غالب لباس عروس و ويژگي‌هاي آن اطلاعاتي در دست نيست. حتي از دوران قاجار هم چيزي به دست نيامده است.

فرض بر اين است كه زنان روستايي،‌ عموما در مراسم ازدواجشان لباس‌‌هاي مرسوم و به اصطلاح «محلي» به تن مي‌كرده‌اند و در شهرها بخصوص تهران، لباس‌ها از اروپا به دربار ايران راه پيدا كرده است و بعد استفاده از آن بين مردم متداول شد. كلا لباس عروس سفيد به شكل و شمايل امروز آن از غرب وارد ايران شده است.» وي همچنين به لباس عروس مادربزرگ خود اشاره مي‌كند و مي‌گويد: «لباس مادر بزرگ من متعلق به قرن نوزده و اوايل قرن بيستم است از تافته سفيد و خام تهيه شده و داراي بالا تنه تنگ، يقه بزرگ و دامن پف‌دار و توري سفيد است. در طراحي كفش‌هاي او از ساتن سفيد مرواريد‌دوزي استفاده شده است و اين مشخصات يك لباس كاملا غربي است. لباس عروسي او بسيار كوچك است، زيرا در زمان ازدواج او 9 سال بيشتر نداشته و به دليل سنگين بودن لباس و چراغ‌هايي كه روي موها و تورش كار گذاشته بودند و مدام خاموش و روشن مي‌شده، مادربزرگم شب عروسي از شدت خستگي خوابش مي‌برد.»

در ادامه بايد گفت طبق اطلاعات موجود لباس عروس در ايران به شيوه كاملا غربي طراحي شده كه اين شيوه تا امروز نيز ادامه دارد.

+ نوشته شده در  جمعه چهارم تیر 1389ساعت 16:2  توسط محمد تاجیک  | 

رئيس مركز تحقيقات سرطان زنان با بيان اين كه هم اكنون سرطان گردن رحم دومين علت مرگ زنان پس از سرطان پستان در دنيا است، گفت: ساليانه 500 هزار نفر در دنيا به سرطان گردن رحم مبتلا مي‌شوند كه نيمي از اين افراد جان خود را براثر اين بيماري از دست مي‌دهند.

 

 

دكتر قائم مقامي يك جراح و متخصص زنان و زايمان و فوق تخصص انكولوژي زنان در گفت‌وگو با خبرنگار «بهداشت و درمان» خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، با تاكيد بر اين كه سرطان گردن رحم در كشورهاي در حال توسعه جزو شايع‌ترين سرطان‌ها در زنان به شمار مي‌آيد، اظهار كرد: اين سرطان در رده سني 15 تا 44 سال (سنين باروري) بروز مي‌كند، البته با غربالگري (پيشگيري ثانويه) مي‌توان از ميزان مرگ ناشي از آن كاست.

وي با تاكيد بر اين كه 80 درصد مرگ ومير سرطان گردن رحم در كشورهاي در حال توسعه است، گفت: در كشورهاي توسعه يافته نظير كشورهاي اروپايي و غربي با انجام پاپ اسمير توانسته‌اند مرگ و مير ناشي از سرطان را به ميزان قابل توجهي (75 درصد) كاهش دهند.

رييس مركز تحقيقات سرطان زنان با تاكيد بر ضرورت تشخيص و درمان زودهنگام سرطان گردن رحم، افزود: براي تبديل يك سلول پيش سرطاني به نوع مهاجم 10 سال زمان نياز است.

دكتر قائم مقامي با بيان اين كه با تشخيص زودهنگام، امكان درمان جراحي و سرپايي سرطان گردن رحم وجود دارد، افزود: غربالگري، پيشگيري ثانويه و واكسيناسيون عليه ويروس زگيل تناسلي (يك عامل خطر براي ابتلا به سرطان گردن رحم) پيشگيري اوليه است.

وي با بيان اين كه هنوز تست پاپ اسمير با 20 تا 30 درصد موارد منفي كاذب جزو تست‌هاي تشخيصي به شمار مي‌آيد، گفت: البته نتايج اين تست مي‌تواند به علت تكنيك غلط نمونه‌برداري؛ اين كه بسياري از سلول‌هاي كنده شده به همراه آبسلانگ (وسيله نمونه گيري) دور ريخته شود و يا سلول به درستي بر روي لام كشيده نشود، يا ممانعت رويت سلول‌هاي اپي‌تليال به علت پوشش سلول‌هاي التهابي و خوني و نيز در نهايت دير ثابت كردن سلول‌هاي نمونه گيري نتيجه گزارش با نتيجه واقعي مي‌تواند مغايرت داشته باشد.

دكتر قائم مقامي به زنان در سنين باروري توصيه كرد: پس از داشتن نخستين تجربه تماس جنسي ساليانه (تا سه بار) با انجام پاپ اسمير از عدم ابتلاي خود به سرطان گردن رحم اطمينان حاصل كنند و چنانچه تا سه سال نتيجه تست منفي شد، بنابر نظر پزشك معالج هر سه سال يك بار اين تست تكرار شود.

رييس مركز تحقيقات سرطان زنان تست Liquid Base يا "تين پرپ" را روش ديگري براي تشخيص زودهنگام سرطان گردن رحم عنوان كرد و افزود: در اين روش با استفاده از Brush و با چرخش دوراني 360 درجه بر روي دهانه رحم سلول‌هاي اپي تليالي (پوششي) كنده و در داخل مايع غوطه‌ور مي‌شود و برخلاف پاپ اسمير هيچ سلولي از دست نمي رود.

وي با بيان اين كه در اين شيوه از نمونه گيري سلول‌هاي التهابي، خوني و حتي موكوس باعث محو شدن سلول‌هاي اپي تليالي (پوششي) دهانه رحم نمي‌شود، گفت: هر چند اين روش در ابتدا طرفداران بسياري داشت، اما مطالعات بعدي نشان داد كه نمونه‌گيري به اين روش ارجحيت زيادي نسبت به پاپ اسمير ندارد.

دكتر قائم مقامي با اشاره به مسايل فرهنگي، اخلاقي و شيوع بي‌بندوباري‌ها و افزايش روابط جنسي خارج از چارچوب خانواده، گفت: امروز شاهد افزايش ابتلاي افراد به زگيل‌هاي مقاربتي ( يك ريسك فاكتور) براي ابتلا به سرطان گردن رحم هستيم.

رييس مركز تحقيقات سرطان زنان با بيان اين كه هم‌اكنون كشورهاي غربي پيشگيري اوليه (واكسيناسيون) را مد نظر قرار داده‌اند، افزود: اگر سرطان گردن رحم به حال خود رها شود در سال 2010 ميلادي شيوع اين سرطان بيش از 45 درصد افزايش مي‌يابد كه بيشترين سهم آن مربوط به كشورهاي در حال توسعه است. (52 درصد كشورهاي در حال توسعه و 11 درصد كشورهاي غربي)

وي براي كاهش ميزان مرگ و مير ناشي از سرطان گردن رحم، پيشگيري ثانويه (غربالگري) و پيشگيري اوليه (واكسيناسيون) را الزامي بر شمرد و افزود: واكسن سه گانه زگيل مقاربتي در فاصله سني 9 تا 26 سال عليه چهار ويروس زگيل (18، 16، 6 و 11 ) تزريق و به ميزان 75 درصد از بروز سرطان دهانه رحم مي‌كاهد.

دكتر قائم مقامي نوبت واكسيناسيون HPV را به ترتيب صفر، دو ماه بعد و سپس 6 ماه بعد عنوان كرد و افزود: ويروس 16 و 18 تا 75 درصد و ويروس‌هاي 11 و 6 به ميزان كمتر در بروز سرطان گردن رحم دخالت دارند.

اين انكولوژيست زنان با تاكيد بر ضرورت تزريق اين واكسن در سال‌هاي پيش از ازدواج‌، يادآور شد: پاپيلوما ويروس (ويروس زگيل) حتي خطر بروز سرطان واژن، ولو، مقعد و پوست پرينه را افزايش مي‌دهد.

وي علت افزايش شيوع زگيل‌هاي مقاربتي را روابط جنسي ناكامل عنوان كرد و افزود: نخستين قدم براي شناسايي ضايعات مشكوك بر روي دهانه رحم، انجام كولپوسكپي (ديدن گردن رحم با ميكروسكوپ‌هاي سه بعدي و درشت نمايي 6 تا 16 برابر ) و در صورت تاييد با استفاده از محلول اسيداستيك سه تا پنج درصد، سلول‌هاي غيرطبيعي و پيش سرطاني به رنگ سفيد در‌مي‌آيد(اصطلاحا «استووايت») كه مي‌توان با تكه‌برداري مانع از پيشرفت سرطان شد.

اين انكولوژيست زنان با بيان اين كه با شناسايي ضايعات پره سرطاني و درمان جراحي سرپايي (تكه برداري ) مي‌توان جلوي پيشرفت بيماري را گرفت در پايان يادآور شد: در مراحل پيشرفته‌تر غدد لنفاوي و با دست‌اندازي و متاستاز ساير بافت‌ها درگير مي‌شوند.

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم خرداد 1389ساعت 9:36  توسط محمد تاجیک  | 

 

گفت‌وگو با بهمن کشاورز

امیر شادی - گاهی بانوان گرامی، شکایت از نحوه برخورد شدید شوهرانشان خصوصا گلایه از ایراد ضرب و جرح دارند. بسیاری از آنها خواستار طلاق نیستند.در قوانین داخلی در اصل 21 قانون اساسی به شکل کلی حمایتی از زنان شده است.در مورد راهکار‌های قانونی برخورد با این مسئله با بهمن کشاورز به گفت‌وگو نشستیم.

  • از گذشته‌‌های دور تاکنون زنان‌زیادی در خانه از جانب همسرانشان مورد ضرب و شتم قرار گرفته‌اند. بسیاری از این زنان در عین حال مورد علاقه همسرانشان بوده‌اند ولیکن باز هم این اتفاق در مورد آنها جاری بوده است. چگونه برخوردی را در مقابل به خانم‌ها توصیه می‌کنید؟

به مسئله‌ای که طرح کردید باید از دو جنبه توجه کرد: 1- این جنبه که اصولا چرا چنین مقوله‌ای باید مطرح باشد.
به عبارت دیگر بدوا این سوال مطرح می‌شود که هر چند وجود تنش و تعارضی بین افراد بشر متاسفانه امری است که از آن گریزی نیست و این تنش و تعارض در گفت‌وگوی تند و توام با پرخاش دو نفر تا جنگ‌‌های بزرگ و کشتار‌های عظیم نمود خارجی می‌یابد اما چرا چنین حالتی باید بین دو نفر که زندگی مشترکی بر مبنای تفاهم و علاقه شروع کرده‌اند به وجود آید؟
همچنین این سوال نیز قابل طرح است که چرا با وجود این همه کلمات قصار و دستورات اخلاقی و اخبار و احادیث در مورد احترام خانم‌ها و مادران باید مردی به خود اجازه دهد که به یکی از مصادیق این احادیث و اخبار و دستورات اخلاقی – که در عین حال نزدیک‌ترین کس به اوست‌– تعرضی جسمی کند؟ پاسخ این سوالات را باید روانشناسان و جامعه‌شناسان بدهند.
طرفه اینکه «این مقوله مخصوص جوامعی که آنها را در حال توسعه می‌نامیم نیست و در کشورهایی که توسعه‌یافته و پیشرفته نیز نامیده می‌شوند با این پدیده مواجه هستیم. حتی در بعضی از کشورها محل‌هایی به نام خانه یا پناهگاه زنان کتک‌خورده وجود دارد.
به گمان من مسئله بیشتر فرهنگی است تا قضایی، از یک سو باید از کودکی به طور کلی به بچه‌ها آموخته شود که تعرض به دیگران خواه با سخن و خواه به طور فیزیکی جز در حالت دفاع به هیچ وجه جایز نیست و حرکت غیرانسانی است.
در عین حال به طور خاص باید احترام به خانم‌ها از کودکی به بچه‌ها آموخته شود.
اگر پسربچه‌ای از سنین طفولیت رفتار ناهنجار پدر خود را با مادرش و پدربزرگش را با مادربزرگش ببیند ناچار به خویش اجازه خواهد داد که همان رفتار را با خواهرانش و بعدها با همسرش و حتی با مادرش تکرار کند.
شگفت این است که تقریبا همگان در زشتی و قباحت این گونه رفتار متفق‌القولند به این ترتیب فراوانی مواردی از این گونه حیرت‌انگیز می‌نماید و با این اتفاق اقوال سازگار نیست.

  • چه برخورد قضایی و قانونی را موثر می‌دانید؟

اما از جنبه‌ قضایی و حقوقی ضرب و شتم زوجه به وسیله زوج در هیج حدی در قوانین ما تجویز نشده (حتی در حدی مانند تنبیه با مسواک).
بنابراین هر نوع تعرض جسمی یا قولی از طرف زوج به زوجه، ممنوع و طبق ضوابط کلی مربوط به ایراد ضرب و جرح قابل مجازات است.
این قواعد کلی در مواد قانون مجازات اسلامی راجع به قصاص و دیات آمده است.
از طرفی تعرضات شفاهی نیز به عنوان قذف یا توهین یا افترا و اشاعه اکاذیب حسب مورد قابل تعقیب و مجازات می‌باشد.
متاسفانه در بسیاری از موارد با این استدلال – البته اگر بشود این مورد را استدلال نامید – مواجه هستیم به خانمی که مورد تعرض قرار گرفته است، گفته می‌شود: «از این اتفاقات در همه خانواده‌ها می‌افتد، نباید بابت اینگونه مسائل زندگی را برهم زد... زن باید تحمل داشته باشد... و امثال اینها» البته باید پذیرفت که چون تحمل و صبر انسان حد مشخصی دارد ممکن است در حالت بسیار خاصی از حالت عادی خارج شود و به اقدامی که در خور انسان نیست دست بزند و ضرب و جرح کسی را مرتکب شود. اما اگر طرف این حرکت غیرانسانی همسر فرد باشد و قضیه تکرار هم بشود این بحث که زن باید به منظور حفظ نظام خانواده تحمل و سازگاری پیشه کند به نظر این جانب غیرقابل طرح خواهد بود.
به عنوان یک نظر و سلیقه شخصی - که البته احتمالا طرفداری جز خودم ندارم – حتی یک بار تعرض بدنی از این نوع را غیرقابل قبول و غیرقابل تحمل می‌دانم زیرا در اینجا آنچه که خدشه‌دار می‌شود کرامت انسانی است. گمان می‌رود آنچه که باعث توصیه تحمل و سازگاری به خانم‌ها می‌شود در اینگونه موارد از یکسو جنبه اقتصادی دارد و از دیگر سو جنبه اجتماعی.
از طرف دیگر وضعیت ناهنجار و نامطلوبی که بعد از طلاق از نظر پذیرش اجتماعی برای خانم‌ها پیش می‌آید آنها را در موضعی قرار می‌دهد که به رغم مواجه شدن با توهین و تحقیر و تعرض صبر و تحمل پیشه کنند.

  • آیا ضرب و شتم از مصادیق عسر و حرج است؟

قطعا این مسئله که خانمی به طور مستمر و مکرر در معرض ضرب و شتم و توهین باشد از مصادیق عسر و حرج است و اصولا نباید فراموش کرد که در اغلب موارد توسل به ضرب و شتم ناشی از ضعف منطق ضارب است. یعنی وقتی مردی در مباحثه با همسر خود به اصطلاح «کم می‌آورد» به ضرب و شتم متوسل می‌شود. بنابراین وجود این حالت حکایت از وجود وضعیتی در زندگی مشترک دارد که به نوبه خود حالت دیگری از عسر و حرج را – که همانا عدم انطباق افق‌‌های فکری طرفین بر یکدیگر می‌باشد – جلوه‌گر می‌کند.
آیا برای جلوگیری از چنین مواردی و یا اینکه در صورتی که چنین مشکلاتی پیش آید بشود به وسیله‌ای جلوی اعمال مرد را گرفت، آیا در نظر گرفتن مهریه سنگین برای زنان روش خوبی است؟
بنده با تعیین مهر سنگین و بیش از آنچه که صرفا برای رعایت ضوابط شرعی و حفظ سنن لازم است مخالفم و معتقدم باید موجباتی فراهم شود که خانم‌ها از نظر مادی و مالی نیازی به مهریه نداشته باشند. وصول به این نتیجه از یک سو با تشویق خانم‌ها به ادامه تحصیل و برخورداری از تخصص‌‌های مختلف میسر است و از دیگر سو – همچنان که بارها گفته‌ام باید نوعی تامین اجتماعی با بیمه برای خانم‌ها برقرار شود که از بدو ازدواج و همزمان با آن آغاز گردد. به نحوی که به فرض گسیخته شدن نکاح به هر علت حتی طلاق ولو اینکه به تقاضای زوجه باشد زوجه تحت پوشش این بیمه قرار گیرد و مشکل مالی پیدا نکند.
تردیدی نیست که این مهم جز با دخالت وکمک دولت انجام شدنی نیست.
سومین توصیه: این است که چیزی به عنوان دوران شناسایی متقابل پایگاه و مقبولیت عرفی به وجود آید زیرا بیشتر و شاید همه این تعارضات ناشی از عدم تفاهم به ویژه عدم تطابق فرهنگی زوجین است.
آنچه توصیه می‌شود معاشرت طرفین با رعایت ضوابط شرعی و مقتضیات اجتماعی با آگاهی خانواده‌ها و تحت‌نظارت آنهاست.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم خرداد 1389ساعت 23:20  توسط محمد تاجیک  | 

 

تهران امروز- نجمه آجربندیان: نخستین شعبه بانک ملی بانوان کشور با نام فاطمیه در مشهد افتتاح شد. اوایل سال 85 بود که رئيس مجمع بانوان عضو شوراهاي اسلامي كشور از راه اندازی پارک بانوان از تاسیس بانک بانوان با سرمایه‌گذاری و بهره‌برداری صرف بانوان کشوردرآینده خبرداد و حال پس از راه اندازی پارک بانوان در تهران،امسال نوبت به بانک بانوان رسیده است. بانکی که به گفته مدیر عامل بانک ملی به عنوان پایه‌گذار «بانک بانوان » در کشوربا هدف گسترش فرهنگ عفاف و افزایش امنیت برای حضور بانوان مسلمان ایرانی در جامعه تاسیس می‌شود.
محمود رضا خاوری ظهر روز گذشته در مراسم راه‌اندازی اولین شعبه بانوان بانک ملی درپایتخت معنوی کشور ؛مشهد ؛ در خصوص شرایط متفاوت راه‌اندازی این شعبه نسبت به سایر شعب بانک‌ها گفت: در این شعبه همه خدمات بانکی ارائه می‌شود.تنها ویژگی این شعبه نسبت به سایر شعب بانک‌ها این است که همه کارکنان و مشتریان آن زن هستند و حفاظت و امنیت آن بر عهده کلانتری بانوان مشهد است. او ایجاد این بانک را بزرگترین طرح ابداعی در بانک های کشور دانست و گفت: طرح تاسیس شعبه بانوان اردیبهشت امسال در دستورکار بانک ملی قرار گرفت و این شعبه در کمتر از دو ماه در مشهد افتتاح شد. خاوری در ادامه تصریح کرد: 30 درصد عمليات بانكي و پولي كشور توسط اين بانك انجام مي‌شود و در راستاي توسعه بانکداری اسلامي و بدون ربا در شعبه‌هاي اصلي اين بانك در سطح كشور باجه‌هايي براي ترويج بانکداری اسلامي اختصاص يافته است.به گزارش تهران امروز، بانک بانوان پیش از این در کشورهای عربستان و افغانستان تاسیس شده و این دو کشور با راه اندازی شعبه های مستقل برای ارائه خدمات بانکداری به بانوان سعی در ایجاد فضایی آرام برای حضور زنان خود در جامعه داشتند. ایران نیز با وجود حضور فعال زنان در جامعه دست به اقدامی مشابه با کشورهای همسایه زده است. با وجود ورود ابزارهای نوین بانکداری در کشور و سوق یافتن بانک‌های کشور به سمت بانكداری الکترونیکی و عدم نیاز مشتریان بانک‌ها به شعب برای انجام خدمات بانکداری، همچنین تلاش بانک مرکزی برای رفع محدودیت‌ها و موانع موجود بر سر راه ورود بانکداری مجازی در کشور ایجاد چنین شعبی چالش برانگيز به نظر می رسد. مشتریان بانک‌ها که طی سال‌های اخیر هر روز بیش از پیش خودرا با بانکداری مجازی نزدیک می کنند. حتی دیگر برای واریز پول و یا پرداخت قبوض نیازی به مراجعه به شعب نداشته و از طریق اینترنت بانک و خود پردازها ؛ البته با وجود نواقص و محدودیت‌های موجود؛ راه برای سهولت در انجام عملیات بانکی باز شده است. جایی برای نگرانی در خصوص نبود امنیت فیزیکی مشتریان خانم بانک‌ها نمی‌ماند. حتی در مواقع نیاز برای مراجعه به شعب بانک‌ها، دستگاه‌های دریافت شماره برای مشتریان برای جلوگیری از ازدحام جلوی باجه شعب وجود دارد.

نگاه کارشناسان
اینها همه انتقاداتی است که برخی از کارشناسان و مسئولان نظام بانکداری و همچنین مشتریان بانک‌ها به این طرح وارد می کنند یا شاید ابهاماتی است که به اصل اجرای این طرح وارد می‌دانند. سید عباس موسویان،عضو کارگروه بانکداری اسلامی درگفت و گویی با تهران امروز در خصوص ارتباط اجرای این طرح با اصل بانکداری بدون ربا می گوید: یکی از محورهایی که در مدل رشد اسلامی - ایرانی به طور جدی باید تعقیب شود بحث رسیدن به مدل مناسب بانکداری اسلامی است، زیرا بانکداری ما از یک جهت باید برخاسته از فرهنگ دینی ما یعنی اسلام باشد و از جهتی باید متناسب با فرهنگ ایرانی و شرایط اقتصادی ایران کنونی باشد. اگر هر یک از این ابعاد با مشکل مواجه باشد، قطعا نمی تواند مدلی کارآمد باشد و نمی‌تواند انتظاری که از آن داریم را برآورده کند.
او در ادامه می گوید: باید بانک‌های کشور به سمت ارتقای بانکداری اسلامی پیش روند. ولی آنچه روشن است این است که بانکداری اسلامی در تفکیک جنسیتی شعب خلاصه نمي‌شود. شاید بهتر باشد بانک‌ها با ارائه خدماتی متفاوت تر و برخورد مناسب با شخصیت بانوان راهی نوین در اجرای ضوابط بانکداری اسلامی داشته باشند. آنچه روشن است بانکداری اسلامی بیشتر بر قوانین کلان بانکداری کشور تمرکز دارد و در این زمینه پیش می‌رود.برداشت من چنین است که این روش بیشتر برای جذب مشتری از سوی بانک ملی انجام شده است.

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم خرداد 1389ساعت 0:13  توسط محمد تاجیک  |