X
تبلیغات
زنان - دختران فراری

زنان

آخرین اخبار گزارشها وتحلیلها درباره زنان وخانواده


  باندهاي فساد، اولين شکارچيان دختران فراري  
 
 نويسنده : روشنک محمدي 
مي گويد فقط 15 روز دختران فراري را نگه مي داريم و نمي توانيم منکر باندهاي فساد در اجتماع بشويم ....پديده دختران فراري، از پديده هاي داغ دنياي امروز است که به دليل بروز مشکلات اجتماعي و اقتصادي در ايران، استان قزوين را نيز مانند ساير استانها کشور درگير خود کرده است. اين مساله که مسوولان چگونه به اين مساله برخورد مي کنند ما را واداشت تا پاي  گفت وگو با يکي از مطلعين در اين زمينه بنشينيم. فاطمه پزشکيان، کارشناس بهزيستي قزوين از معدود کساني است که مي داند چه خبر است. با هم اين گفت وگو را مي خوانيم:
دخترهاي فراري چه کساني هستند؟
راستش تعريف دقيقي براي اين افرادوجود ندارد. اما همانطور که از اسمش پيداست، آنها دخترهايي هستند که بدلايل مختلف مثل مشکلات خانوادگي، دلايل روانشناختي و ... خانواده خود را ترک مي کنند و خيلي هايشان هم ممکن است اصلا هيچ هدفي از فرار نداشته باشند. اصلا نمي دانند کجا مي روند، چکار مي کنند، اصلا فرار آنها هدفمند نيست.
بيشترين عامل و دليل فرار دخترها از خانه چيست؟
بيشتر اين دخترها از خانواده هاي خود متواري مي شوند و دليل اقدام آنها بسيار متفاوت است اما مهمترين دليلي که براي آن ذکر مي کنند، مشکلات خانوادگي است.اين نوع دختران ممکن است در خانواده خود، آزار هاي جنسي،جسمي يا آزارهاي روحي ببينند و شرايط خانواده براي آنها طوري سخت باشد که پا به فرار بگذارند. درصد بالايي از نوجوانان به دليل آزارهاي جسمي، جنسي و روحي از خانه فرار مي کنند.  از دلايل ديگر مي توان به فقر اشاره کرد.
فقر اقتصادي و معيشتي خانواده ها موجب مي شود که برخي از دختران به اميد آينده بهتر از خانه فرارمي کنند. برخي مواقع هم دوستان، عامل فرار يک دختر از خانواده هستند. آنها برنامه ريزي مي کنند و بدون اينکه اطلاعات درستي داشته باشند، روي هم تاثير مي گذارند و زمينه فرار همديگر را فراهم مي کنند; ولي اساسي ترين مشکل، همان مشکل خانواده است ، خانواده درگير فقر است يا درگير اعتياد يا اعضاي خانواده، زنداني هستند، يا اعضاي خانواده داراي اختلالات روان شناختي هستند.  اين اختلالات روان شناختي به صورت هاي مختلف خود را نشان مي دهد و همه اين ها موجب مي شود وضع ناپايداري در خانواده ها ايجاد شود و بچه ها چون نمي توانند آن شرايط را تحمل کنند از خانه فرار مي کنند.دلايل ديگري نيز مانند بيکاري، اعتياد، طلاق پدر و مادر و... وجود دارد و متاسفانه، امروز سن فرار از خانواده ها به 12 سال رسيده و اين بسيار ناراحت کننده است.
اختلالات شخصيتي چقدر در فرار دختران از خانه موثر است؟
بسيار زياد .ببينيد، بجز عوامل خانوادگي، خيلي از دخترهايي که پا به فرارمي گذارند و محيط خانواده را ترک مي کنند، خودشان داراي مشکلات روان شناختي هستند که ما از آنها با عنوان اختلالات شخصيتي ياد مي کنيم.
شناسايي اين اختلالات از وظايف بهزيستي است، البته بهزيستي قسمتي از وظايف را برعهده دارد; همه نهادها بخصوص آموزش و پرورش با اين ماجرا درگير هستند. آموزش و پرورش بايد بتواند دانش آموزان مشکل دار را شناسايي کند. لازم است يک بانک اطلاعاتي در خصوص اين نوع دانش آموزان که داراي خانواده هاي متشنج و متزلزل هستند،ايجاد کرد. بايد آموزش و پرورش بتواند آموزش هاي لازم را در اين مورد به جوانان و نوجوانان بدهد;يادگيري کليه توانمندي هايي که فرد براي سازگاري با ديگران و جامعه در عرصه هاي مختلف زندگي به آنها نياز دارد.
مرحله بعد وظيفه ارگان هايي است که انجام خدمات اجتماعي برعهده آنهاست، مثل بهزيستي و NGO ها. در اين مرحله ما بايد بتوانيم پيشگيري را انجام دهيم، همانطور که مي دانيم پيشگيري بهتر از درمان است. در پيشگيري نيز اصل اساسي آموزش است. ما بايد به خانواده ها بياموزيم که چگونه با بچه هاي خود رفتار کنند و نسبت به درمان مشکلات رفتاري آنها اقدام کنند.
اينجاست که نقش بهزيستي پررنگ مي شود; اول در زمينه پيشگيري ودوم مداخله; يعني اگر فرض کنيم اين اتفاق در يک خانواده اي افتاد، بايد کمک کنيم آن مشکل حل شود و به نوعي مشکل را حل کنيم که ديگر آن مشکل اتفاق نيافتد.
اين دخترها بعد از فرار از خانه با چه مشکلاتي رو به رو مي شوند؟
باندهاي فساد اولين گروه ها و شکارچياني هستند که اين دخترها را هدف قرار مي دهند. آنها به طور کاملا پنهاني عمل مي کند و به هيچ عنوان نمي توانيم حضور آنها را انکار کنيم. اين باندها با سيستم هاي خيلي قوي اي که دارند به راحتي اين دخترها را شناسايي مي کنند و حتي بررسي هايي که به صورت غير مستقيم انجام شده، نشان مي دهد که دختران تنها 2 ساعت بعد ازترک خانه به وسيله آنها شناسايي مي شوند.دختري هم که با اين باندها آشنا شود، معلوم است که چه سرنوشتي پيدا خواهد کرد; حتي اگر با اين باندها مواجه نشوند، به خاطرنياز به مکان و هزينه و خرج روزانه، ممکن است با افرادي آشنا شود که مشکلاتي براي او پيش بياورند.بنابراين زمينه براي به فساد کشيدن اين گونه دختران مهياست . بررسي ها نشان مي دهد که اين دختران به سرعت به دام مردان منحرف بيرون از باندها مي افتند آنها ممکن است آزارهاي جسمي در کنار آزارهاي جنسي ببينند. از طرفي کسي که اين انگ به او مي خورد، ديگر مشکل است که بتواند بصورت طبيعي به زندگي سالم بازگشته و زندگي گذشته خود را از سر بگيرد.
مسوولان قزوين براي اين دخترها چه کار مي کنند؟
مرکز مداخله بهزيستي کار خودش را از سال 79 شروع کرده است. مکان آن در بلوارخرمشهر است و تقريبا مي توان گفت ما بطور متوسط ساليانه بين 1200 تا 1500 نفر مراجعه کننده داريم; اما اينکه ما چه تعداد دختر فراري در قزوين داشته ايم، بايد عرض کنم که در سال 79، 19 نفر، در سال 80، 49 نفر، درسال 81، 67، در سال 82، 56، درسال 83، 43، در سال 84، 40 و در سال 85، 76 نفر بوده است. مشکل اساسي که بين اين ها به صورت مشترک وجود دارد، بيشترين بچه ها، بخاطر آزار جنسي و رواني از خانه فرار مي کنند.به عبارتي بيشتر دخترهاي فراري در استان ما به دليل آزارهاي جنسي که از سوي مرد خانواده مثلا پدر يا برادر خود مي بينند خانه را ترک مي کنند.به عبارتي درصد زيادي از اين هايي که فرار مي کنند، آزار جنسي داشته اند، کتک خورده اند و مورد آزار رواني قرار گرفته اند، تحقير شده اند، ناديده گرفته شده اند، مشکل اساسي ديگري که وجود دارد، پايين آمدن سن فرار که الان اين سن به 12سالگي رسيده است. اين هشداري براي خانواده هاست که بيشتر از آن چه که براي بدنيا آوردن فکر مي کنند، بايد به فکر زمينه تربيتش باشند، فکر معاشش باشند. ببينند آيا مي توانند آن عشق و علاقه لازم را بدهند؟
دختران فراري را چند روز نگه مي داريد؟
از زماني که به مرکز مداخله در بحران هاي اجتماعي ارجاع داده مي شوند، ما تقريبا 15 روز وظيفه داريم که نگهداري بکنيم، خدمات تخصصي روانشناختي ارائه کنيم، ببينيم که تا چه حد مي توانيم زمينه ارجاع آنها به خانواده ها را فراهم کنيم. اگر زمينه ارجاع آنها به خانواده ها فراهم نشد، دخترهايي که در معرض آسيب هستند و هنوز آسيب نديده اند، به خانه سلامت ارجاع مي شوند.
در خانه سلامت بين 6 ماه تا يک سال مي توانند اقامت داشته باشد که هم به تحصيلات خود ادامه بدهند و هم برنامه هاي اوقات فراغت داشته باشند،در همين مدت هم با خانواده هاي آنها ارتباط برقرار مي شود. در آخر اگر کاري صورت نگرفت و نتوانستيم مشکل را در خانواده ها حل کنيم و خانواده ها خودشان آنقدر آسيب ديده باشند که نتوانيم بچه ها را برگردانيم به مراکز شبانه روزي ارجاع داده مي شوند;البته مراکز شبانه روزي، ظرفيت خاصي دارند و ما نمي توانيم هرکسي که دچار مشکل است به اين مرکز ارجاع بدهيم، چون فقط يک مرکز شبانه روزي دولتي براي دختران بالاي 12 سال داريم; اما در استان هاي ديگر هيات امناي مختلفي وجود دارد که آنها مراکز نگهداري دختران بي سرپرست، بدسرپرست و سنين مختلف را داير مي کنند. برخي استان ها مثل کرمان، خراسان، گيلان و تقريبا همه استانها در اين زمينه خيلي موفق بوده اند، ولي در قزوين داوطلبي نبوده که بيايد يک چنين مراکزي را به صورت هيات امنايي و خيريه راه اندازي بکند و بتواند يک مقدار از بار بهزيستي را کم کند.
بهزيستي براي حل مشکل دختران فراري چه کار کرده است؟
قزوين فاقد مراکز بازپروري دختران است. ما اين مساله را در شوراي اجتماعي استان مطرح کرديم و قزوين يکي از استان هايي است که قرار است اين نوع مرکز از سوي بهزيستي راه اندازي بشود; ولي خود بهزيستي استان اين امکانات را الان از نظر نيرو و تجهيزات ندارد; البته مهمترين قسمت آن جذب نيرو است که اميد است با همکاري مسوولين استاني چنين امري محقق شود.
به هر حال ما در بهزيستي در ارتباط با موردهايي کار مي کنيم که يا خود معرف هستند يا نيروهاي پليس دستگير شان کرده و از طريق قوه قضاييه به ما ارجاع داده شده اند . ممکن است خيلي از اين افراد آزاد و مشغول فعاليت باشند، ولي به بهزيستي مراجعه نکرده باشند براي همين نمي توان درصد مشخص کرد.اين کار مستلزم کار تحقيقي خيلي گسترده است که در سراسر کشور انجام شود; اما در مورد آنهايي که به بهزيستي ارجاع داده شده اند يا بهزيستي روي آنها کار مي کند، مي توانم بگويم، بهزيستي خيلي موفق عمل کرده است. حداقل مي توانم بگويم، 90-80 درصد موفق بوده و توانسته بچه ها را به خانواده و يا به شرايط امن تر و بهتر برگرداند. مثل شبانه روزي ها و مراکزي که به هر حال از اين دخترها نگهداري مي کنند. ولي در مورد مراجعيني که آسيب مي بينند، مشکلات زيادي وجود دارد، عموما خانواده ها، اين افراد را نمي پذيرد و بهزيستي مجبور است که آنها را به مراکز بازپروري بدهد اما خودتان مي دانيد در اينجا نيز محدوديتي وجود دارد.
کجا مي توان آمار دقيقي از دختران فراري به دست آورد؟
همه دفاتر بهزيستي، اطلاعات و آمار خودشان را براي دفتر امور آسيب ديدگان اجتماعي بهزيستي کشور ارسال مي کنند و آنها با جمع آوري اطلاعات، طرح هاي مختلفي را اجرا مي کنند که عمده ترين آنها تاسيس خانه سلامت، مرکز مداخله، مرکز بازپروري است و عموما وظايف شان به بهزيستي سپرده شده است.
در نظراست بهزيستي مناطق آسيب پذير را شناسايي کند که در اين طرح خانواده هاي آسيب پذير شناسايي مي شوند، بعد آموزش هاي لازم ارائه مي شود و امکانات لازم را در اختيار آن مناطق گذاشته مي شود تا بتوانيم تا حد زيادي از اين معضل پيشگيري کنيم. به نظر ما اين خانواده ها عموما برنامه ريزي براي نگهداري و تربيت بچه هاي خود ندارند. حتي برنامه ريزي درست براي اوقات فراغت آنها ندارند. يکي از مسايلي که موجب مي شود بچه ها در خيابان ها رها بشوند، اين است که برنامه ريزي براي اوقاف فراغت آنهانيست; چه بسا خيلي از آموزش ها را مي توان از طريق اوقات فراغت منتقل کرد.
در طرح هاي آسيب شناسي که اجرا مي شود، تمرکز روي خانواده هاست، آموزش به خانواده ها، آموزش به مدارس، تاسيس مکان هايي مثل پيش دبستاني، تاسيس  مکانهاي ورزشي و ... که اوقات فراغت  بچه ها را برعهده دارند. تجربه نشان داده در مناطقي که فقر اقتصادي بيشتر است، آسيب هاي اجتماعي نيز بيشتر است. اگر ما بتوانيم اين طرح ها را در اين مناطق اجرا کنيم مسلما نتايج بهتري بدست مي آيد، ولي اين مستلزم همکاري تعداد زيادي از ارگانهاست. مثلا بهزيستي نقش خودش را دارد، کميته امداد،نقش خودش را به عنوان ارگان حمايتي دارد. قوه قضاييه،نيروي انتظامي، تربيت بدني، هلال احمر،تبليغات اسلامي، آموزش و پرورش، همه به نوعي نقش دارند. همه اين ها بايد در طرح هاي آسيب شناسي مناطق شرکت داشته باشند و هر کدام سهم خود را انجام بدهند. اگر تمام وظيفه را برعهده بهزيستي بگذاريم، نمي توانيم موفق باشيم.
+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم تیر 1389ساعت 10:38  توسط محمد تاجیک  |